تبليغاتX
سکوت باران
بارون وسکوت ، سکوت کردم تا چیزی گفته باشم شاید از سکوتم ...راز بارون توی شب یلدای منو بخونی!!!

 

 

 

زمستون

 

امشب بارون بارید ، چه باریدنی ، انگار دل اسمون خیلی گرفته بود  مث دل من

منم باریدم اما اسمون بغزش شکست اما من صدام و کسی نشنید گریه کردم اما با سکوت...

اینجا بد جور زمستونه ، میدونم نمیدونی زمستون یعنی چه !! اخه خودت بهاری...

اما از پشت پنجره ،غربت برفا هم دیدن داره  انگاری اونا هم به غربت چشای من پی برده بودن ....

نازنینم ، اینقدر دلم هوات کرده که حتی دیگه خواب بهار هم نمیبینم

اینجا همیشه زمستونه و غربت برفا ، صدای باریدن  بارون ...

نمیدونم که دوباره بهارو میبینم یا نه ... انگار قسمت همه ما زمستونه...و بهار هم خیال اومدن نداره...

بهارم ، صاعقه نبودنت همه زندگیمو اتیش زد انگار نبودنت یه طلسمه که با شادی تضاد داره

بهونه نبودنت توی تموم رگام خونه کرده  و همیشه دلیل اشکامه !!!!

ای یادگار لحظه های زیبا ، به احترام تمام زیبایی های دنیا  هیچ وقت فراموشت نمیکنم با اینکه میدونم دیر زمانی است خواب چشامو از یاد بردی....

راستی مهربونم ، امروز احساس کردم که هنوز یه چیزایی توی قلب منه که به من اجازه نمیده طرز نگاهت از یاد ببرم  یه احساسی ته قلبمه که با یاد خنده هات اروم میشه مث یه مرحم ....

اگرچه این مرحم هم مث تو یه روز میزاره میره ، یه روز دیگه حتی یاد خنده هاتو از من دریغ میکنی ...

یه روز دیگه به خاطره اجازه نمیدی که پیشم بمونه و شاید یه روزی تمام یا د ها را از من بگیری

ولی باز ان روز نیز به احترام چشمانت سکوت میکنم....

مسپرمت دست یاد ، یادت نره عاشقی ......

یلدا

 

درد عشق

 

چشمانم در نگاهش ساعتها خيره ماند  

  

حرفي براي هم نداشتيم

 

  زيرا قلبهايمان در حال نجوا بودند

     

 نميخواستم خلوتشان را بر هم زنم

 

    سكوت را ترجيح دادم

 

تا قلبهايمان درد و دل كنند

          

   چشمهايش عمق عشق را فرياد ميزد

 

 

 اما چشمانم با اندامش عشق بازي مي كرد

    

چه عاشقانه بود دیروزم...

  

 چه تاریکست امروزم...

 

به آتش می کشم خود را

 

    اگر فردا چنین باشد...

يك نفر پشت چشمانش شبنم يخ بسته مي فروشد ،...يك نفر هنوز پشت چشمانش به ياد چتر ها تگرگ مي بارد.... هر شب !!! يك نفر اينجا قايق هاي كاغذي كودكيش را  بين آب و ماهي ها ، تقسيم مي كند

يك نفر سالهاست....تنهايي هايش را از ياد برده است

 

 

 

سلام به همه دوستای گل و مهربونم

اول از همه باید از دوست غزیزم پژمان (رویای در خواب ) تشکر کنم به خاطر شعر زیبایی که توی وبلاگش برای من نوشته!!! و به خاطر همه کمک هایی که به من کرده البته لگو قبلی هم کار پژمان جون بود

برید بهش سر بزنید

امیدوارم که همه رویاهاش به حقیقت بیونده !!

راستی یکی از دوستام نظراتشو بسته !! وقتی ازش پرسیدم برای چی؟؟ گفت چون اونایی که میان بهم سر میزنن الکی نظر میدن و میخوان من به وبلاگشون برم

اگه واقعا اینجورییا است نظر ندین اگه هم این طوری نیست به اندازه تما ستاره های شب یلدا دوستون دارم و به اندازه تمام دنیا  متشکرم

فدای همتون

یلدا

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 22:50  توسط یلدا ابراهیمی  |