تبليغاتX
سکوت باران
بارون وسکوت ، سکوت کردم تا چیزی گفته باشم شاید از سکوتم ...راز بارون توی شب یلدای منو بخونی!!!

 

سلام مهربونم

نازنین نگارم

کاش برای رفتنت کاری کرده بودم کاش رنگ آبی دلت را دیده بودم ، کاش میدانستم که دلت از جنس دریاست و دل دریایی کم پیدا میشه

کاش موقع رفتنت اشکهای مرا می دیدی و انگاه شاید میماندی برای همیشه ، رویایی ترین رویای درونم ای کاش برای رفتنت کاری میکردم

اما حالا که رفتی کاش برایت میان گل های شمدونی دعا میکردم و انها امین میگفتن ولی  دیر زمانیاست که شمدونی ها هم رفته اند

نازنینم ای کاش  هنگامی که دونه های برف زمستون و میاوردن برای گرما  کاری میکردیم و تمام یاس رازقی هایمان رنگ زمستان نمی گرفتند 

کاش وقتی رگبار میزد فکری به حال پرنده کوچولو میکردم و الان اینقدر تنها نبودم

ولی میدونی وقتی رفتی دیگه نمیتونستم کاری کنم تا اینکه همه اونا هم رفتن یاس رازقی و شمدونی و..

و حالا که برات مینویسم منم و سایه ای که رفتنت به سرم گذاشت

غصه نخوری نازنینم فدای سرت

باز اگه اینهمه تنهام ولی هنوز خاطرات نازنین نگارم هستن که منو تنها نذاشتن ولی باز ای کاش برای رفتنت کاری کرده بودم

غصه نخوری، نازنینم فدای سرت

به یاد نازنین ترین نازنین نگار یلدا

یلدا

 

 

            

 

 

خيلي سخته 

 

خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري

 صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري

خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي

بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي

خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا

 مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا

خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه

 هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه

خيلي سخته اگر عمر جادوي شعرت تموم شه

نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه

خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره

 بره و ديگه سراغي از تو ونگات نگيره

خيلي سخته تا يه روزي حرفهاي اون باورت شه

 نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه

تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه

 خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي كال رو چيدن

 بخدا كم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن

 خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي

 وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني

از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي

اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه

بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اون رو ببينه

خيلي سخته كه ببينيش توي يك فصل طلايي

 كاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه

چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون

اگه چتر نداشته باشي توي دستا هردوتاشون

 خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن

 چقدر قشنگه اما واسهي كسي شكستن

 خيلي سخته واسه ي اون بشكنه يه روز غرورت

اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

 خيلي سخته بودن تو واسه ي اون بشه عادت

ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت

 خيلي سخته چشماي تو واسه ي اون كسي خيسه

 كه پيام داده يه عمر واسه تو نمي نويسه

 خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي

 تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي

خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته بري يك شب واسه چيدن ستاره

ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره

 خيلي سخته كه من و تو هميشه با هم بمونيم

انقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم 

 

            

 

            

 

                                

                                             

 

                              

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 21:23  توسط یلدا ابراهیمی  |