تبليغاتX
سکوت باران
بارون وسکوت ، سکوت کردم تا چیزی گفته باشم شاید از سکوتم ...راز بارون توی شب یلدای منو بخونی!!!

 

 

سلام به همه دوسای مهربون بهار جونم ، سرگل نازم، مونس نازنین ، داداش پژمان که بهتری برادر دنیاست ، پریسا جون و...

ببخشید منو اگه یه چند وقتی نبودم ، میدونین امتحانا!!!

این پست فرق داره !!! چون هم تولد دوست عزیزم مونس و تولد وبلاگ پژمان هست و این پست تقدیم میکنم به این دو عزیز با یه دنیا ارزوهای صورتی و ابی !!!

 

وقتی به دنیا اومدی همه ستاره  های اسمون داشتن گریه می کردن !!! میدونی چرا !! چون یکی از بهترین ستاره ها زمینی شده بود

 

 

تولدت مبارك

 

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و كوچك

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك

 

 

 

ادراک

 

از تیکه های عشق الهام گرفتم و دونه های وجودم را در برار داغترین احساس دنیا گذاشتم  بهتری بستر دنیا را ساختم و دونه های بودنت را تجربه کردم نا بودنت را دیدم وقتی تو را دیدیم از خودم تا عمق اسمان پلی زدم و تمام رنگ های دنیا را بر سنگ فرش ها زدم تا توانستم رنگ ابی احساس را ببینم و قتی معنی ابی را دیدم  قطره قطره احساسم را جمع کردم تا دریای ابی احساس را  بر بوم لحظه ها زدم  و وقتی لحظه هایم رنگی دیگر داشت  توانستم احساست کنم و قلبم را در مجرایی نتگ و تاریک  تا رنگ غم را ببیند تا بدان اگر تو نباشی من رنگ ساده سیاه اسمان شب یلدا هستم 

 به اسمان شب سفری کردم تا ستاره ها  را ببینم تا دلم بدونه باید به اندازه ستا ره ها عاشق باشه بدونه که باید درخشش چشمات ببینه

وقتی عمق عشق را دیدم تازه جرات پیدا کردم که از تو بنویسه حرات پیدا کرد که عاشق چشمانی روییایی از جنس باران باشم

من تازه فهمیده بودم که دنیای بودنت چقدر بزرگه که من هنوز تو را ندیدم و هنوز به عمق وجودت سفری نکردم  ولی برایت مینویسم تا عاشق بمونم 

 برای مینویسم تا بدونی  در سایه احساسی از جنس یاس فیروزهای  از رنگ ترنم از یاد خواب های رویایی

دوستت دارم

 

 

اینم یکی از  دست نوشته های دلتنگی من

یلدا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 22:14  توسط یلدا ابراهیمی  |