تبليغاتX
سکوت باران
بارون وسکوت ، سکوت کردم تا چیزی گفته باشم شاید از سکوتم ...راز بارون توی شب یلدای منو بخونی!!!

سلام به نازنین نگارین نگار نامه هایم

سلام به فرمانروای سرزمین رویاهای یلدا

نازنینم ، امشب هم مث بقیه شبا دلم هوات کرده . امشب با شبای دیگه یه فرق داره امشب دو تا ستاره کوچولو به دنیا اومدن !! اونا هم یه زندگی چندین و چند سالشونو شروع کردن  ، امشب به سراغ قلک خاطره ها رفتم ، قلکی که خاطره ها رو توی اون نگه میداشتیم تا یه روزی اگه تنها شدیم به دادمون برسه !!حالا همون خاطره های قبار گرفته یاد تو رو زنده تر و روشن تر  از همیشه  توی قلب من نگه داشته !!! امشب تصمیم گرفتم که نیمی از اون خاطره ها رو به تو بدم تا ناز تو رو بخرم با بقیه میخوام یه مداد جادویی بخرم یه مدادی که وقتی میخوام عکس چشای تو رو بکشم  طاقت بیاره یه مدادی که از کمر نشکنه !! یه مدادی که مث عشق من عمر جادویی داشته باشه !!

نازنین قصه های من داره رنگ سیاه پایان میگیره پس کی مسافر تنهای قصه های من میخواد به دل من راه بیاد !!! نکنه یادت رفته که من بی تو میمیرم  نکنه که توی این سفر دل منو به کسی داده باشی نکنه اقاقی ارزوهای قلب منو  به دست باد سپردی  و شاید قبل از سفرت  اصلا اونا رو با خودت نبردی ، شاید اونا رو توی یه جاده دادی دست نسیم  ، اگه تمام اقاقی ها دست یاد باد باشه !!!اما اینجا توی قلبم هزار تا اقاقی ارزو ها و رازقی یاد روییده ، میدونی نازنین من هر شب با اشک به اونا اب دادم ، من هر شب یاد تو رو با ریتم بارون زنده نگه داشته ام

بزرگترین ارزو ی شب یلدای من ، امروز آینه بغض کرد و شکست ، از شکستنش  منم شکستم منم ریشه هام سست شد ولی هنوز چشام باز و به امید روزی که میایی

حالا هر جا که هستی پای چشای هر کی که نشستی  بدون که یه ستاره داره تو اسمون از تنهایی میمیره

 

 

             

 

خيلي سخته 

 

خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري

صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري

خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي

بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي

خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا

مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا

خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه

هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه

خيلي سخته اگر عمر جادوي شعرت تموم شه

نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه

خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره

بره و ديگه سراغي از تو ونگات نگيره

خيلي سخته تا يه روزي حرفهاي اون باورت شه

نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه

تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه

خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي كال رو چيدن

بخدا كم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن

خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي

وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني

از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي

اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه

بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اون رو ببينه

خيلي سخته كه ببينيش توي يك فصل طلايي

كاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه

چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون

اگه چتر نداشته باشي توي دستا هردوتاشون

خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن

چقدر قشنگه اما واسهي كسي شكستن

خيلي سخته واسه ي اون بشكنه يه روز غرورت

اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

خيلي سخته بودن تو واسه ي اون بشه عادت

ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت

خيلي سخته چشماي تو واسه ي اون كسي خيسه

كه پيام داده يه عمر واسه تو نمي نويسه

خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي

تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي

خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته بري يك شب واسه چيدن ستاره

ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره

خيلي سخته كه من و تو هميشه با هم بمونيم

انقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم 

  

یلدا

             

سلام به همه دوسای نازم

امیدوارم که حال شما مث حال من بارونی نباشه

امروزم نوبت رفتن یکی دیگه بود

میدونین همه اشنایی ها یه قصه غم انگیز پایان داره ، حالا نوبت بهار (عشق خفن) از این به بعد فصلای دل من هم پاییزی  چون بهارم برای همشه رفت ولی امیدوارم هر جا زیر این اسمون نیلی هست همیشه بهاری باشه !!

میدونم که شاید هیچ وقت دیگه نیاد پیشم ، شاید دیگه هیچ وقت ..... ولی همیشه یه یادش هستم و دوسش دارم و پست هم تقدیم میکنم به بهارم با اینکه مطمئن نیستم ختی این پست منوببینه و بدونه که من بارونیم !!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 0:30  توسط یلدا ابراهیمی  |